Friday, August 31, 2012

Mark Cousins Interviewed

Mark Cousins in Bristol

AD-LIB ON MEXICO
An interview with Mark Cousins



After spending 5 or 6 years writing, filming and editing The Story of Film, and after a year of traveling around the world to show this epic 15 hour documentary about the history of innovations in cinema, Mark Cousins, the Irish film-maker, is back in Edinburgh, his home town, to show his latest film, What is This Film Called Love?

Made while touring The Story of Film, during a three-day stay in Mexico City without a plan, this is a love letter to Mark’s hero, Sergei Eisenstein, as well as to other things he likes (beer, the Telluride Film Festival, kids...) or dislikes (the Pope, capitalism, ...).

Mark simply calls it a film about the nature of happiness. However, this is also a film that shows the possibilities of film-making in the digital age, its excitement, spontaneity, and poetic rapture. The low-budget or, more likely, no-budget What is This Film... which has cost only £10, provokes more thoughts and provides more visual pleasures than most of the 200 million dollar films on cinema screens today. This westerner twin brother of Jafar Panahi’s This Is Not a Film ignores the boundaries of an art form, crosses them and then it elevates them in order to capture the essence of an era which is, supposedly, too elusive to put on celluloid, or to transfer from reality to the virtual world of digital.

READ THE INTERVIEW AT KEYFRAME



Trailer:


Wednesday, August 29, 2012

Notes on Joseph M. Newman

جوزف اچ لوييس: زندگي سالم در فيلم سالم

لوگان شهر بسيار كوچكي است در ايالت يوتا؛ از آن شهرهايي كه آمريكايي هاي قديم به آن «شهر يك اسبي» مي‌گفتند؛ متشكل از يك خيابان اصلي و چند رديف خانه در دو طرف خيابان. اما همين شهر كوچك در اواخر سال‌هاي 1960 صاحب سه سالن سينما بوده كه خوراك جمعيت عموماً دانشجوي آن را فراهم مي كرده اند. (یکی از دوستان ايراني در سال‌هاي 1960 در لوگان دانشجو بود و روايتش از ملال در اين ولايت هميشه برايم الگويي از جبر جغرافيايي در سر بردن حوصله آدمي تا حد مرگ بود. راه حل آسان بود: نزديكي به نوادا باعث مي شد تا ملال لوگان، شهر بسيار مذهبي مورمون‌ها، را با زياده روي در همه چيز در ايالت از خدا بي‌خبر و همه‌چيز آزادِ آريزونا جبران كنند.)
هفتصد و يازده اوشن درايو
اما دو نكته باعث شد كه نام لوگان را هرگز فراموش نكنم. اول و مهم‌تر از همه، اختراع اينترنت و آزمايش آن براي بار اول بين دو طبقه از دانشگاه يوتاست كه مسير زندگي من و شما را براي هميشه عوض كرد و دوم جوزف ام نيومن (متولد 1909)، كارگردان آمريكايي متولد لوگان، كه مسير زندگي كسي را عوض نكرد ولي چند فيلم درجه يك به تاريخ سينما اضافه كرد كه باعث مي شود امسال، صد سالگي او، نياز به يادآوري داشته باشد.

Wednesday, August 8, 2012

Review of the Social History of Iranian Cinema

يادداشتي دربارۀ كتاب «تاريخ اجتماعي سينماي ايران» نوشتۀ حميد نفيسي

باعث حيرت و افسوس است كه از يكي از نام‌هايي كه در مطالعات سينماييِ امروز بارها تكرار شده و در بسياري موارد (سينماي تبعيد، سينماي خاورميانه) صاحب يكي از رساترين و قابل اطمينان‌ترين قلم‌ها بين محققين سينمايي در هرجايي از جهان است، يعني حميد نفيسي، اين‌قدر كم در منابع فارسي صحبت شده؛ آدمي كه به شهادتِ كتابِ عظيمِ تاريخ اجتماعي سينماي ايران پيوندي عميق با فرهنگ اين كشور دارد.
حميد نفيسي يكي از سنگين‌وزن‌هاي نظريۀ سينماست. ممكن است اين هفته كتابي دربارۀ فيلم‌سازان مهاجر آلماني در پاريس سال‌هاي 1930 بخوانيد و هفتۀ ديگر كتابي دربارۀ مفهوم سينماي «فراملي» و هيچ‌كدام از اين آثار بدون ارجاع به نوشته‌هاي نفيسي مقصودشان را كامل نمي‌كنند. پروفسور نفيسي ميان هويت ملي خودش و هويتي كه بعدها با انتخاب سرزمين دومش، آمريكا، ساخته، پيوندي برقرار مي‌كند كه به او اجازه مي‌دهد درك ژرفتر و تصوير واضح‌تري از مفهوم «خانه به خانه شدن» در سينما به خوانندگانش بدهد.

Friday, August 3, 2012

Guide to Vertigo Articles on This Blog

نتيجه راي‌گيري «بهترين‌هاي تاريخ سينما»ي مجلۀ سايت‌اندساوند، كه هر ده سال يك بار برگزار مي‌شود، اعلام شد و حالا فيلم برگزيدۀ منتقدان، بعد از پنجاه سال صدرنشينيِ همشهري كين، سرگيجۀ هيچكاك است كه در راي‌گيري ايراني سال 2009 در ماهنامه سينمايي فيلم قبلاً به صدر فهرست راه پيدا كرده بود. بررسي اين راي گيري و نتايج آن بماند براي بعد، اما از اين فرصت استفاده مي‌كنم براي معرفي منابعي كه در اين سايت، به زبان فارسي، دربارۀ سرگيجۀ هيچكاك وجود دارد: