Saturday, April 24, 2010

This Is Not the End of the World, It's Just Orson Welles!


اورسن ولز در دهه 1930 ، و پیش از روزهای سینما، کارگردان یک برنامه‌ رادیویی ِ هفتگی ِ اقتباس از آثار ادبی (به‌خصوص شکسپیر و دیکنز) بود و میلیون‌ها آمریکایی از آن زمان به شنیدن صدای باریتون او، روایت‌‌‌های تودرتو و طنز بی‌نظیرش عادت کرده بودند. شب هالووین سال 1938، ولز برای تغییر ذائقه از متون سنگین ادبی گذشت و جنگ دنیاهای اچ جی ولز را برای کار انتخاب کرد. او حالتی مستند، درست مثل قطع ناگهانی برنامه‌های عادی و آمدن خبر حمله موجودات بیگانه مریخی، به برنامه‌اش داد و برای شنونده آن زمان چنان شیرین‌کاری ولز واقعی می‌نمود که جمعیت زیادی در کرانه شرقی آمریکا از خانه‌‌هایشان وحشت‌زده به خیابان‌ها ریختند. لحن گزارشی کاملاً ساختگی این فیلم از همشهری کین تا ت مثل تقلب جزیی مهم از دنیای ولز باقی ماند.

تحقیقات تازه، بر حسب آمار یکی از ایستگاه‌های رادیویی که برنامه از آن‌ها پخش می‌شد، یعنی CBS، نشان می‌دهد که 6 میلیون نفر این برنامه را شنیده‌اند، 1.7 میلیون نفر آن را کاملاً باور کرده‌اند و 1.2 میلیون حسابی ترسیده‌اند، اما چندان باورشان نشده است. اگر همین نسبت را به شنوندگان سی میلیونی ایستگاه NBC تعمیم دهیم، می‌توان به این نتیجه رسید که پرمخاطب‌ترین و تأثیرگذارترین اثر ولز، در تمام عمرش، جنگ دنیاها بوده است.

روز بعد 12500 روزنامه آمریکایی شرح این واقعه را نوشتند؛ بسیاری مانند نیویورک تایمز در صفحه اولشان. حتی هیتلر اظهار نظر کرد و این واقعه را نشان سقوط و تباهی دموکراسی در آن سرزمین دانست. عجیب نیست که بعضی آمریکایی‌ها، حمله مریخی‌ها را حمله آلمانی‌ها شنیده بودند، و البته به یک اندازه ترسیده بودند. این واقعه تأثیر عظیمی بر رابطه مردم و رسانه‌ها گذاشت. وقتی در نیروی هوایی هوارد هاکس کسی پیچ رادیو را می‌چرخاند و خبر حمله ژاپنی‌ها به پرل هاربر پخش می‌شود، یکی با لبخند می‌گوید که «باز برنامه اورسن ولز رو گرفتی!»

می‌توانید اجرای اصل و کامل این برنامه رادیویی را در این‌جا بشنوید:



Wednesday, April 21, 2010

Arthur Rimbaud in New York

David Wojnarowicz’s Arthur Rimbaud in New York (Duchamp) (1978–79).
Photo: Image courtesy of P.P.O.W.

Sunday, April 18, 2010

Moonfleet, Gothic and Scope




فريتس لانگ، گوتيك و اسكوپ

مونفليت تلخ‌ترين و سياه‌ترين و بدون شك گوتيك‌ترين فيلم "ماجرايي" سينماي كلاسيك آمريكاست. ژانري كه با بازيگوشي، طنز، ماجراهاي عاشقانه، رنگ‌هاي دلفريب و لباس‌هاي فاخر انبوهي از فيلم‌هاي محبوب و پرفروش را به سينما ارزاني داشته، در دستان لانگ به شرحي از تباهي دنيايي تاريك و غم‌زده تبديل مي‌شود، حتي با اين وجود كه قهرمان فيلم يك پسربچه (جان وايتلي) و ستاره بزرگ فيلم‌هاي شمشيرزني از خانواده اسكاراموش، يعني استوارت گرينجر است.

فيلم فضايي گرفته، مرده و حتي ترسناك دارد و نه در آن عشقي وجود دارد (به جاي آن لانگ هرزگي را در برخورد گرينجر و زنان به نمايش مي‌گذارد)، نه شوري و نه مسلماً پايان خوشي. تمام نشانه‌اي ژانر مثل گنج‌هاي مدفون شده، مخفيگاه‌هاي زيرزميني، مهماني‌هاي رقص و زنان حسود وجود دارند، اما به قول اندرو ساريس:

"بايد به اين نكته بارها تأكيد كرد كه سينماي لانگ در طول سال‌ها افت نكرده است. همان ايرادهايي كه به متروپوليس مي‌شد گرفت، بر مونفليت هم وارد است. در عين حال هر دو فيلم در آن نگاه تلخ به دنيا مشتركند، در هردو انسان با تقديري محتوم دست به گريبان است، كشمكشي كه قطعاً به شكست انسان مي‌انجامد."

فيلم در نمايش اول خود چندان شهرتي به هم نزد (فقط گوين لمبرت، در انگلستان آن را ستود) اما نمايش دوباره آن در پاريس 1960باعث شد كه گدار آن را در فهرست ده فيلم بزرگ سال جا بدهد و از آن طرف لوك موله براي جلب توجه جامعه هنري فرانسه به فيلم سنگ تمام بگذارد. از آن زمان نيم قرن مي‌گذرد، اما هنوز اوضاع بر همان منوال است و جز فرانسه (كه تنها DVD فيلم را هم همان‌ها منتشر كرده‌اند) جاي ديگري قدر اين فيلم لانگ را آن طور كه بايد ندانسته‌اند.

لانگ كه از سينمااسكوپ ناراضي بود و آن را «قابي براي نمايش تشيع جنازه‌ها و مارها» مي‌دانست، در مونفليت يكي از دراماتيك‌ترين كاربردهاي اسكوپ را نشان مي‌دهد: نخست در نحوه تلفيق معماري با كنش‌ها و بازيگران و سپس براي خلق قاب‌هايي كه مثل بقيه آثارش بسيار فشرده و گويا و فارغ از موضوعشان، به‌تنهايي تكان‌دهنده و تأثيرگذارند.

مونفليت يكي از بهترين فيلم‌هاي آمريكايي لانگ است كه توصيف ان دشوارترين از توصيف خطوط روي يك ديوار قديمي است؛ تك تك شكاف‌ها و درزها به مرور زمان، و به شكلي كاملاً طبيعي به وجود آمده‌اند، هيچ دوتايي مثل هم نيستند. يك ديوار سنگي، يك ديوار سنگي و تقريباً غيرقابل وصف است؛ فقط بايد آن را ديد و ديد.

.

Capra's Forbidden (1932)

Among the four tarnished-lady melodramas Capra made with Barbara Stanwyck - Ladies of Leisure (1930), The Miracle Woman (1931), Forbidden (1932), and The bitter tea of general Yen (1933) - Forbidden is the least effective, and one of the weakest entries in the long and fertile career of Frank Capra.

Apparently Capra is using his famous plot: story of a corrupt lawyer/politician, this time in love with lower class Barbara Stanwyck, plus an indecent newspaperman - supposed to bear the social consciousness of film - exposes politician’s corruptness while he is also in love with the same woman. This thug is played typically by Ralph Bellamy, who later went to the opposite side of business in His Girl Friday. So far everything could be considered a good starting point and also very typical of Capra, but when it comes to the attitude of characters in their social context, everything become really annoying. It’s strange how Capra worships and sympathizes with such a flagrant characters in the middle of an economical and social crisis - talking about the great depression. I believe, gradually, the nature of Capra’s heroes and heroines, changed in a more cynical way. In later post-war Gary Cooper, James Stewart and even Glenn Ford (Pocketful of miracles, Capra’s most beloved film in Iran) there is a quality of self determination, bitterness and ambiguity that make every move made by them so hard to judge or deny. We won’t forget that in Pocketful of miracles, the vulgar (Glenn Ford, again) turns into compassionate and a man, aware of the positive potentials of human nature, while in Forbidden, the sacrifices and struggles to keep up human dignity become absurdly ugly and wicked.

Due to the freedom of pre-code era, Forbidden has been loaded by salacious elements, among them adultery. Maybe Capra’s reckless approach toward this lonely woman, played by Stanwyck, caused redeeming the film by feminist critics from the opprobrium of the terms "soup opera" and "shopgirl romance,” but I can not be agree with that part. --E. K.